تبلیغات
MJLove.ir | عشق یخی :: عاشقانه های من و تو ::

رمان دو راهی عشق و هوس - قسمت هشتم


رمان دو راهی عشق و هوس

 


 قسمت هشتم




 

همین موقع شاهین به سمتمون اومد . همه نگاه ها به سمتش بود و همه دست می زدند. مثل پرنسا تعظیم کرد و دستشو جلوم گرفت : افتخار می دین؟

پوزخندی زدم . چقدر کیف می داد که جلو دوستش و مخصوصا خاتون و مادرش سنگ روی یخ بشه . سایه چشم غره ای به من رفت که یعنی « پاشو

باید دلیل می آوردم ، برای همین گفتم فعلا می خوام با ساناز برقصم!



+---+MJLove.ir+---+
ارسال شده توسط عشق یخی جمعه 16 تیر 1391 | نظرات () ادامه رمان

رمان دو راهی عشق و هوس - قسمت چهارم

رمان دو راهی عشق و هوس 


قسمت چهارم



ـ چه غلطی می كنی آشغال ؟ مگه نمی دونی رها مال منه ؟ به ناموس داداشت دست درازی می كنی ؟ خودتو بكش كنار ببینم!
من كه حسابی ترسیده بودم ، از موقعیت استفاده کردم و پشت شاهین قایم شدم .
شاهین : تقصیر خودت بود ، از جلو چشمم گم شو تا حساب تو رم بعد برسم.
و با چوب دستش به سمت اشكان حمله برد ، ممكن بود به اشكان آسیبی برسه . به سمت شاهین دویدم و از دستش آویزان شدم : تو رو خدا ولش كن ! تقصیر من بود ، تو رو خدا نزنش
!

+---+MJLove.ir+---+
ارسال شده توسط عشق یخی شنبه 10 تیر 1391 | نظرات () ادامه رمان

رمان دو راهی عشق و هوس - قسمت سوم

رمان دو راهی عشق و هوس 


قسمت سوم



آنقدر بار نگاه ها سنگین بود كه حس كردم نمی توانم نفس بكشم ، از پله ها بالا رفتم شاید اگر زودتر می خوابیدم به نفعم بود
دستم رو روی دستگیره گذاشتم كه ناگهان با صدای اشكان از جا پریدم : وای تویی ؟ چرا یهو عین جن ظاهر میشی ؟ مگه تو الان سر سفره نبودی؟ 
ـ جدا تو نفهمیدی من سر سفره نیستم؟
ـ نه ، آخه سرم گرم ....
با دیدن صورتش ، حرفم نیمه كاره موند : چرا پای چشمت كبوده ؟
دستش رو روی محل كبودی گذاشت و گفت : یعنی تو می خوای بگی نمی دونی؟
در رو باز كردم و گفتم : حقته ! می خواستی دور و بر من نپلكی!
هنوز قدمی برنداشته بودم كه دستمو گرفت : واقعا كه ! من به خاطر تو كتك خوردم ...خیلی نمك نشناسی!
لبخند تمسخر آمیزی زدم و گفتم : نوش جانت ... در ضمن تو حتی اگر به خاطر من بمیری هم ، نه به تو و نه به اون آقا داداشت یه نگاه هم نمی اندازم ! پس خودشیرینی رو بذار كنار !


+---+MJLove.ir+---+
ارسال شده توسط عشق یخی شنبه 10 تیر 1391 | نظرات () ادامه رمان

رمان دو راهی عشق و هوس - قسمت اول



رمان دو راهی عشق و هوس

 قسمت اول



نور ماه در تاریكی اتاق روشنایی رویایی و وصف ناپذیری به وجود آورده بود ، همه جا پر از سكوت ناگفته ها بود . به سختی می توانستم عكس های آلبوم را مشاهده كنم ولی از بوی فضای آلبوم و تصویر های محو آن ، فضا را حس میكردم ، حس های متضاد به قلبم چنگ می انداختند ؛ خوشحالی دیروز....اندوه امروز ...بد بختی فردا
در ذهنم خاطراتی محو از گذشته جریان داشت ؛ خانواده ای خوشبخت ..صمیمی ..خانواده ای پنج نفره كه حالا ریشه اش در دستان باد بود . در تاریكی به چهره ی زیبا و مهربان مادرم كه در عكس لبخند خود را داشت چشم دوختم ، بی اختیار اشك از چشمانم روان شد ...دو سال می گذشت ولی وجودش در قلبم لبریز بود ، همه جا اسم مادرم بود ، در حاشیه كتابهایم ... هر صفحه از خاطراتم و نجوا های شبانه ام ... وقتی او رفت ، بهار زندگی ما به خزانی آشفته تبدیل شد و من تازه طعم تلخ بدبختی را به معنای واقعی چشیدم و آن را با تمام وجود مزه مزه كردم

+---+MJLove.ir+---+
ارسال شده توسط عشق یخی شنبه 10 تیر 1391 | نظرات () ادامه رمان

امتحان (داستان زندگی)

-----------------------------------------------------------------
mjlove.ir
عشق یخی
MJLove.ir



پس از کلی دردسـر با پسـر مورد علاقه ام ازدواج کردم... 
ما همدیگرو به حد مــــرگ دوسـت داشتیم
سالای اول زندگیمون خیلی خوب بود... 
اما چند سال که گذشت کمبود بچه رو به وضوح حس می کردیم... 

+---+MJLove.ir+---+
ارسال شده توسط عشق یخی جمعه 25 فروردین 1391 | نظرات () ادامه داستان امتحان

عشق یخی

»» عشق یخی مجوعه ای متنوع از:
» داستان های عاشقانه
» موزیک های عاشقانه
» متن های عاشقانه
» داستان های کوتاه
» تصاویر عاشقانه


:::::
+لطفا با ارائه نظرات مفید و دوستانه خود ما را در بهبود مطالب و کیفیت این وب گاه یاری نمایید/



=
سال ها پرسیدم از خود کیستم؟
آتشم؟ شورم؟ شرارم؟ چیستم؟
دیدمش امروز و دانستم کنون
او به جز من ، من به جز او نیستم

گروه مایان
خلاق و مبتکر ایده های نو

www.mayannet.com

www.mayannet.net

طراحی وب سایت

مدیر سایت: عشق یخی

وضعیت یاهو

آمار سایت

بازدید کل :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

نویسندگان

عشق یخی تعداد ارسال ها: 277

امکانات