تبلیغات
MJLove.ir | عشق یخی :: عاشقانه های من و تو ::

رمان دو راهی عشق و هوس - قسمت هشتم


رمان دو راهی عشق و هوس

 


 قسمت هشتم




 

همین موقع شاهین به سمتمون اومد . همه نگاه ها به سمتش بود و همه دست می زدند. مثل پرنسا تعظیم کرد و دستشو جلوم گرفت : افتخار می دین؟

پوزخندی زدم . چقدر کیف می داد که جلو دوستش و مخصوصا خاتون و مادرش سنگ روی یخ بشه . سایه چشم غره ای به من رفت که یعنی « پاشو

باید دلیل می آوردم ، برای همین گفتم فعلا می خوام با ساناز برقصم!



+---+MJLove.ir+---+
ارسال شده توسط عشق یخی جمعه 16 تیر 1391 | نظرات () ادامه رمان

رمان دو راهی عشق و هوس - قسمت هفتم


رمان دو راهی عشق و هوس

 


قسمت هفتم



به خونه که رسیدیم ، بازم مثل دیشب مهین اینا اونجا بودند . این دفعه هم خبری از اشکان نبود . نمی دونم شاهین چه زهر چشمی ازش گرفته بود که اصلا پیداش نبود ، البته مهین که می گفت با دوستاش رفته شمال .
زنگ رو که زدم سایه و روشنک به گرمی اومدند استقبالمون ، مهین هم تو سالن داشت با گوشیش حرف می زد . کنار سایه رو مبل نشستم و بقیه هم هر کدوم جایی رو انتخاب کردند و نشستند. مهین هم که تلفنش تموم شد ، کنار شاهین نشست و رو به من گفت : خوب شیرید یا روباه؟
من جوابی ندادم ، شاهین اما بادی به غبغب انداخت و با اعتماد بنفس گفت : جز شیر چه انتظاری داری؟


+---+MJLove.ir+---+
ارسال شده توسط عشق یخی سه شنبه 13 تیر 1391 | نظرات () ادامه زمان

رمان دو راهی عشق و هوس - قسمت ششم


رمان دو راهی عشق و هوس

قسمت ششم


 

صبح زود از خواب پاشدم . نگاهی به دور و بر کردم ، هوا آفتابی بود ، از بارون متنفر بودم، برای همین با دیدن آفتاب خیلی خوشحال شدم . کنار پنجره رفتم و بیرونو نگاه کردم ، احتمالا بابا اینا بعد از ظهر می رسیدن . رفتم جلو آیینه نگاهی به خودم انداختم . آرایش ملایمی کردم و مانتوی قرمزم رو هم که خیلی دوست داشتم ، پوشیدم . هنوز سایه خواب بود و نرگس هم هنوز نیومده بود . دیگه حوصله کار رو هم نداشتم ، تصمیم گرفتم بدون اینکه کسی بفهمه استعفا بدم ، زنگ اف اف که خورد ، سریع رفتم دم در و سوار شدم
تا مقصد نزدیک یک ساعت طول کشید ، من هم در بین راه یک چرت حسابی زدم و با صدای کلفت راننده بیدار شدم : خانم رسیدیم.
کرایه رو حساب کردم و پیاده شدم ، جلوی در آهنی بزرگی قرار داشتم که از لابه لای میله هاش پیچک ها رد شده بودند ، یک خونه باغ قدیمی . خونه زنگ نداشت ، سکه ای از جیبم در آوردم و با سکه به روی در آهنی کوبیدم تا بلاخره صداشو شنیدم . کامران بود ، چه صدای جذابی داشت ! 


+---+MJLove.ir+---+
ارسال شده توسط عشق یخی دوشنبه 12 تیر 1391 | نظرات () ادامه رمان

رمان دو راهی عشق و هوس - قسمت پنجم


رمان دو راهی عشق و هوس

قسمت پنجم

 






خوب به چهره ی مرد جوان دقت كردم ، از شاهین چهار پنج سالی بزرگتر بود ، حدودا بیست و هفت ، هشت ساله به نظر می رسید ، چهره ی گندمگون و فریبنده ای داشت، موهای مشكی پركلاغی اش را به سمت بالا شانه كرده بود و هیكلی متناسب داشت . طعمه ی خوبی بود ، آنقدر به صورتش دقیق شده بودم كه دستی را كه به طرفم دراز كرده بود ، را خیلی دیر دیدم و با او دست دادم.
ـ خیلی ببخشید ، میشه من و خواهرم چند دقیقه از حضورتون مرخص شیم ؟
خیلی خوش برخورد و محترمانه جواب داد : بله خانوم جوان ، البته !
نمی دونم چرا از لحنش خنده ام گرفت ، از نظر من كاملا مشخص بود كه نقش بازی می كنه . دست سایه رو گرفتم و کشان کشان اونو به میان باغ بردم ، وسط انبوه درخت های گیلاس ایستادیم و من خیلی بی مقدمه رفتم سر اصل مطلب : سایه این پسره كیه؟
ـ یه ساعته دارم چی میگم ؟ اسمش فرشاده ، فرشاده حمیدی ... نمی دونی رها ، از اول مهمونی تا آخر به من زل زده بود و بعد آخرش ازم دعوت كرد باهاش برقصم ، از نظر من كه خیلی جذاب و با وقاره
!

+---+MJLove.ir+---+
ارسال شده توسط عشق یخی دوشنبه 12 تیر 1391 | نظرات () ادامه رمان

رمان دو راهی عشق و هوس - قسمت سوم

رمان دو راهی عشق و هوس 


قسمت سوم



آنقدر بار نگاه ها سنگین بود كه حس كردم نمی توانم نفس بكشم ، از پله ها بالا رفتم شاید اگر زودتر می خوابیدم به نفعم بود
دستم رو روی دستگیره گذاشتم كه ناگهان با صدای اشكان از جا پریدم : وای تویی ؟ چرا یهو عین جن ظاهر میشی ؟ مگه تو الان سر سفره نبودی؟ 
ـ جدا تو نفهمیدی من سر سفره نیستم؟
ـ نه ، آخه سرم گرم ....
با دیدن صورتش ، حرفم نیمه كاره موند : چرا پای چشمت كبوده ؟
دستش رو روی محل كبودی گذاشت و گفت : یعنی تو می خوای بگی نمی دونی؟
در رو باز كردم و گفتم : حقته ! می خواستی دور و بر من نپلكی!
هنوز قدمی برنداشته بودم كه دستمو گرفت : واقعا كه ! من به خاطر تو كتك خوردم ...خیلی نمك نشناسی!
لبخند تمسخر آمیزی زدم و گفتم : نوش جانت ... در ضمن تو حتی اگر به خاطر من بمیری هم ، نه به تو و نه به اون آقا داداشت یه نگاه هم نمی اندازم ! پس خودشیرینی رو بذار كنار !


+---+MJLove.ir+---+
ارسال شده توسط عشق یخی شنبه 10 تیر 1391 | نظرات () ادامه رمان

رمان دو راهی عشق و هوس - قسمت دوم



رمان دو راهی عشق و هوس 

قسمت دوم



امتحانات شروع شده بودند و من مجبور بودم برای اولین بار با بی میلی تمام كتاب رو ورق بزنم .سیما سعی می كرد تو درسها كمك كنه ، ولی مهسا رو كم تر از گذشته می دیدم
امتحانات كه به پایان رسید ، دلم می خواست از این حال و هوا خارج بشم ، مدام به پدرم غر می زدم كه بذاره با كمپ مدرسه به مسافرت برم ، ولی پدر بهانه می آورد.

یك روز خسته و بی حوصله به دیوار اتاق تكیه داده بودم كه با هیاهوی سایه به خودم اومدم : وای رها ، پاشو وسایلاتو جمع كن . بابا گفته می تونیم بریم مسافرت !
چشمامو تنگ كردم و پرسشگرانه نگاهش كردم .

+---+MJLove.ir+---+
ارسال شده توسط عشق یخی شنبه 10 تیر 1391 | نظرات () ادامه رمان

مادرم یک چشم نداشت (داستان عاشقانه)

-----------------------------------------------------------------
mjlove.ir
عشق یخی
MJLove.ir



پست ویژه عشق یخی





مادرم یک چشم نداشت. در کودکی بر اثر حادثه یک چشمش را از دست داده بود.



من کلاس سوم دبستان بودم و برادرم کلاس اول. برای من آنقدر قیافه مامان عادی شده بود که در نقاشی‌هایم هم متوجه نقص عضو او نمی‌شدم و همیشه او را با دو چشم نقاشی می‌کردم. فقط در اتوبوس یا خیابان وقتی بچه‌ها و مادر و پدرشان با تعجب به مامان نگاه می‌کردند و پدر و مادرها که سعی می‌کردند سوال بچه خود را به نحوی که مامان متوجه یا ناراحت نشود، جواب بدهند، متوجه این موضوع می‌شدم و گهگاه یادم می‌افتاد که مامان یک چشم ندارد 




+---+MJLove.ir+---+
ارسال شده توسط عشق یخی یکشنبه 27 فروردین 1391 | نظرات () ادامه داستان مادرم یک چشم نداشت

عشق یخی

»» عشق یخی مجوعه ای متنوع از:
» داستان های عاشقانه
» موزیک های عاشقانه
» متن های عاشقانه
» داستان های کوتاه
» تصاویر عاشقانه


:::::
+لطفا با ارائه نظرات مفید و دوستانه خود ما را در بهبود مطالب و کیفیت این وب گاه یاری نمایید/



=
سال ها پرسیدم از خود کیستم؟
آتشم؟ شورم؟ شرارم؟ چیستم؟
دیدمش امروز و دانستم کنون
او به جز من ، من به جز او نیستم

گروه مایان
خلاق و مبتکر ایده های نو

www.mayannet.com

www.mayannet.net

طراحی وب سایت

مدیر سایت: عشق یخی

وضعیت یاهو

آمار سایت

بازدید کل :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

نویسندگان

عشق یخی تعداد ارسال ها: 277

امکانات