تبلیغات
MJLove.ir | عشق یخی :: عاشقانه های من و تو ::

زنان واقعا از مردها باهوشترند



نتیجه یک پژوهش نشان می‌دهد که ضریب هوشی زنان از مردها بیشتر است.

بر اساس گزارشی که در روزنامه ساندی تایمز منتشر شده، از زمان ثبت نتایج آزمون‌های ضریب هوشی در نزدیک به ۱۰۰ سال گذشته، زنان به طور میانگین در رتبه‌ای پایین‌تر از مردان قرار می‌گرفتند، ولی مطالعه‌ای که جیمز فلین، پژوهشگر شناخته‌شده ضریب هوشی انجام داده است، نشان می‌دهد که فاصله زنان و مردان در این زمینه نه تنها کاهش یافته است، بلکه زنان در این رقابت، از مردها پیشی گرفته‌اند.

جیمز فلین به ساندی‌تایمز گفته است که به نظر او، نیازهای عصر مدرن باعث افزایش استانداردهای هوشی انسانها شده است.

او گفت: "در صد سال گذشته مردان و زنان به تدریج در آزمون‌های ضریب هوش پیشرفتهای بیشتری کرده اند، ولی سرعت رشد زنان بیشتر بوده است."

این پژوهشگر اضافه کرد: "این (روند) نتیجه مدرنیته است. پیچیدگی دنیای مدرن، مغز ما را وادار به انطباق می‌کند و ضریب هوش ما افزایش می‌یابد."

او گفت یک نظریه این است که ضرورت‌های گذران زندگی امروزین، از جمله اداره خانواده و داشتن شغل به طور همزمان باعث شده است زنان (به دلیل وظایف چندگانه‌شان) باهوش‌تر شوند. نظریه دیگر نیز این است که زنان همواره می‌توانسته‌اند در آزمون‌های ضریب هوشی امتیازات بالاتری کسب کنند، ولی این موضوع تنها به تازگی روشن شده است.

آقای فلین که یافته‌های پژوهش خود را در کتابی جدید منتشر خواهد کرد، به ساندی تایمز گفت: "مغز انسان‌های مدرن به شیوه‌ای متفاوت در حال رشد است و پیچیدگی شناختی آن بیشتر شده است. در آزمون‌های ضریب هوشی نیز که ما به عمل می‌آوریم، این شاخص در حال افزایش بوده است."

او در عین حال گفت که برای بررسی بیشتر روند کنونی، باید به داده‌های بیشتری دست یافت.

در دهه ۱۹۸۰ میلادی در چارچوب پدیده‌ای تحت عنوان "اثر فلین" گفته شد که ضریب هوشی افراد در کشورهای غربی در هر دهه نزدیک به سه واحد بیشتر شده است، به گونه‌ای که ضریب هوشی ساکنان این کشورها در دنیای مدرن در مقایسه با ساکنان آنها در حدود ۱۰۰ سال پیش به طور میانگین ۳۰ واحد بیشتر است.

در آن زمان گفته شد که ضریب هوشی افراد ژنتیکی و مربوط به وراثت نیست، بلکه می‌تواند ارتقا پیدا کند.

افرادی از کشورهای غرب اروپا و همچنین آمریکا، کانادا، نیوزیلند، آرژانتین و استونی در مطالعه اخیر آقای فلین شرکت کرده‌اند.

براساس این پژوهش، نتیجه آزمون ضریب هوش زنان و مردان در استرالیا تقریبا مشابه بوده است، ولی زنان در نیوزیلند، استونی و آرژانتین به طور میانگین ضریب هوشی بیشتری از مردان داشته‌اند.



+---+MJLove.ir+---+
ارسال شده توسط عشق یخی دوشنبه 26 تیر 1391 | نظرات ()

چرا خانم ها بعد از ازدواج خیانت می کنند؟



معمولاً تعداد مردهایی که به همسر خود خیانت می کنند از تعداد زنانی که به شوهر خود خیانت می کنند بیشتر است. ولی تحقیقات اخیر نشان می دهد که در سال های اخیر تعداد زنان خیانتکار نسبت به قبل بیشتر شده است. 

به گزارش برترین ها موسسه Coffee and Company بریتانیا در یکی از پژوهش های خود نشان داد که از  3000 شرکت کننده، 20 درصد زنان به خیانت به همسران خود اعتراف کرده اند. اما چرا زنان به شوهران خود خیانت می کنند؟ در اینجا به 10 مورد اشاره می کنیم که شاید بعضی از آنها شما را متعجب کنند.

انتقام جویی


 گاهی بی وفایی یک زن از حس انتقام جویی او ناشی می شود. گاهی زنان بر خلاف میل باطنی خود به شوهر خود خیانت می کنند تا به او بفهمانند حس مورد خیانت قرار گرفتن چه قدر دردناک است. و جالب اینکه در خیلی از موارد این حربه زنان جواب می دهد. دکتر بنی وِیل می گوید " مردها به اندازه زنان احساساتی نیستند بنابراین در اکثر مواقع درد و رنج ناشی از خیانت همسر را درک نمی کنند، مگر اینکه خودشان طعم آن را بچشند." زنان با این کار در واقع می خواهند  شرایطی برابر با  شوهر خود داشته باشند چون احساس می کنند آنچه تا به حال به آن پایبند بوده اند دیگر اعتبارو ارزشی  ندارد.

بی تفاوتی همسر

گاهی بی وفایی زنان از احساس نادیده گرفته شدن یا بی تفاوتی همسر نسبت به مسائل و مشکلات ناشی می شود.  روث هوستون، کارشناس و موسس سایت معتبر infidelityAdvice.com، می گوید " اکثر زنان ابتدا سعی می کنند به همسرشان بفهمانند که مشکلی وجود دارد و چیزی آنها را ناراحت کرده است.  اما اگر شوهر متوجه این اشارات غیرمستقیم نشود، به همسر خود بی اعتنایی کند یا گلایه های او را جدی نگیرد، زن به خیانت روی می آورد چون احساس می کند راه دیگری نمانده است." 

احساس ناامنی و خلاء عاطفی

 زنان نیاز دارند که دوست داشته شوند و مورد تحسین و قدردانی قرار گیرند. مییرز، کارشناس خانواده، می گوید " خیانت معمولاً زمانی اتفاق می افتد که زنی احساس کند آن طور که باید و شاید مورد علاقه و توجه همسرش قرار نمی گیرد و همسرش قدر او را نمی داند. معمولاً زنان به سمت مردهایی دیگر جذب می شوند چون از زبان آنها تعریف ها و تحسین هایی را می شنوند که از زبان شوهر خود نمی شنوند." زنان دوست دارند همیشه به چشم همسرشان خاص و فوق العاده باشند و تشنگی و عشق او را احساس کنند. 

بازگشت به روابط قبلی

 میرز می گوید " بازگشت به روابط قبلی راهی آسان برای یافتن کسی است که بتواند کمبودهای زندگی زنان را برای مدتی کوتاه جبران کند. البته این راه حل بسیار مقطعی است و نمی تواند تاثیر ماندگاری داشته باشد. البته آنچه زنان می خواهند شخص قبلی نیست بلکه یا احساساتی است که در رابطه قبلی تجربه کرده اند و یا دیدی است که در آن زمان نسبت به خود داشته اند." به عقیده ویل " بازگشت به روابط گذشته باعث می شود زنان احساس جوانی، سرزندگی و جذابیت کنند. " 

رابطه طولانی و یکنواخت

 اکثر زوج هایی که برای مدت طولانی با هم زندگی کرده اند، کم کم احساس می کنند آن حرارت و عشق روزهای اول را ندارند. بومن، کارشناس خانواده، می گوید " روزهای اول یک رابطه زمانی هستند که احساس می کنید انتخاب شده اید و مورد توجه و علاقه هستید. اما در مورد روابط طولانی قضیه کاملاً متفاوت است چون دیگر هورمون هایی که در اوایل رابطه با دیدن طرف مقابل در بدنتان ترشح می شد کمتر شده اند." البته این مشکل اجتناب ناپذیر نیست و تکنیک هایی برای مبارزه با احساس یکنواختی و تولید دوباره هورمون ها وجود دارد. مثلاً می توانید هر روز همسر خود را به مدت 20 ثانیه در آغوش بگیرید و حرف های عاشقانه بزنید. ویل می گوید " نکته جالب اینکه عدم وجود اختلاف و مشاجره همیشه نشان خوبی نیست. دعوا و جدل گاهی عشق ما را بیشتر می کند. آمار نشان می دهد زوج هایی که همیشه رابطه ای آرام و بدون تنش دارند بیشتر در معرض خطر خیانت و بی وفایی هستند."

ترس از خیانت شوهر

 بسیاری از زنان خیانت و بی وفایی را جزئی جدایی ناپذیر از شخصیت مردان می دانند و به همین دلیل همیشه دچار استرس و ترس هستند، حتی اگر شوهرشان واقعاً به آنها خیانت نکند. گاهی بی وفایی و شروع یک رابطه مخفیانه راهی است برای کاهش این اضطراب.

روابط زناشویی سرد و یکنواخت


زوج هایی که برای مدت طولانی در کنار هم زندگی کرده اند معمولاً از یکنواختی و سردی روابط جنسی شکایت می کنند. در پژوهشی که در سال 2010 صورت گرفت، 81 درصد از زنان می گفتند روابط زناشوییشان سرد و قابل پیش بینی شده و دیگر جذابیتی ندارد. مِیِر می گوید " گاهی زنان برای ایجاد تنوع و تجربه های جدید  مرتکب خیانت و بی وفایی می شوند." 

نبود نقاط مشترک

 اگر زنی احساس کند که دیگر دغدغه یا علاقه مشترکی با شوهر خود ندارد، ممکن است به طرف کس دیگری جلب شود که این دغدغه ها و علایق را دارد. اکثر زوج ها در روزهای اول آشنایی احساس می کنند کسی را پیدا کرده اند که مثل آنها فکر می کند و با آنها همدل و همفکر است. اما در بسیاری از موارد بعد از چند سال این احساس از بین می رود. هوستون می گوید " بعضی از زنان برای مبارزه با احساس تنهایی و خلاء  به بی وفایی روی می آورند. "

بیماری

 زنانی که به بیماری ها خطرناک مانند سرطان سینه مبتلا می شوند، ممکن است ناگهان دیدی متفاوت به زندگی پیدا کنند، همه قسمت های زندگی خود را از اول مرور کنند و به مرگ و نیستی بیشتر فکر کنند. بومن می گوید " بدتر اینکه این زنان ممکن است احساس کنند  درست زمانی که بیش از همیشه به شوهرانشان نیاز داشته اند تنها مانده اند و دیگر مورد توجه شوهرانشان نیستند. احساسات این زنان آسیب پذیر می  شود و برای جبران این کمبودها و احساسات منفی به خیانت روی می آورند. این احتمال هم وجود دارد که احساس کنند زمان زیادی برایشان باقی نمانده و باید از زمانی که دارند بیشترین استفاده را بکنند. "  

جلب توجه و ماجراجویی

 ویل عقیده دارد " زنان ممکن است احساس کنند که کسی قدر آنها را نمی داند. آنها همه زمان خود را به کارهای خانه اختصاص می دهند، کارهای خانه را انجام می دهند، از بچه ها مراقبت می کنند... حتی بسیاری از آنها بیرون از خانه هم کار می کنند. آنها می خواهند مورد احترام قرار بگیرند و ارزش  زحمت هایشان شناخته شود." هوستون می گوید " زنان همچنین به دنبال کمی هیجان و سرگرمی در زندگی هستند . بسیاری از این زنان تنها به کمی محبت و توجه نیاز دارند. زنی که در زندگی زناشویی خود از شادی و هیجان و تنوع کافی برخوردار باشد و رابطه ای گرم و صمیمی با شوهر خود داشته باشد هرگز خیانت نمی کند." 


+---+MJLove.ir+---+
ارسال شده توسط عشق یخی یکشنبه 25 تیر 1391 | نظرات ()

چه ازدواج کرده باشید، چه نکرده باشید، باید این را بخوانید



وقتی آن شب از سر کار به خانه برگشتم، همسرم داشت غذا را آماده می‌کرد، دست او را گرفتم و گفتم، باید چیزی را به تو بگویم. او نشست و به آرامی مشغول غذا خوردن شد. غم و ناراحتی توی چشمانش را خوب می‌دیدم.

یکدفعه نفهمیدم چطور دهانم را باز کردم. اما باید به او می‌گفتم که در ذهنم چه می‌گذرد. من طلاق می‌خواستم. به آرامی موضوع را مطرح کردم. به نظر نمی‌رسید که از حرفهایم ناراحت شده باشد، فقط به نرمی پرسید، چرا؟


+---+MJLove.ir+---+
ارسال شده توسط عشق یخی یکشنبه 25 تیر 1391 | نظرات () ادامه مطلب

عشق یخی

»» عشق یخی مجوعه ای متنوع از:
» داستان های عاشقانه
» موزیک های عاشقانه
» متن های عاشقانه
» داستان های کوتاه
» تصاویر عاشقانه


:::::
+لطفا با ارائه نظرات مفید و دوستانه خود ما را در بهبود مطالب و کیفیت این وب گاه یاری نمایید/



=
سال ها پرسیدم از خود کیستم؟
آتشم؟ شورم؟ شرارم؟ چیستم؟
دیدمش امروز و دانستم کنون
او به جز من ، من به جز او نیستم

گروه مایان
خلاق و مبتکر ایده های نو

www.mayannet.com

www.mayannet.net

طراحی وب سایت

مدیر سایت: عشق یخی

وضعیت یاهو

آمار سایت

بازدید کل :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

نویسندگان

عشق یخی تعداد ارسال ها: 277

امکانات